یک حجره

یک طلبه در یک حجره

یک حجره

یک طلبه در یک حجره

یک حجره

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و ادب...
یه خواهش چندتا نکته:

خواهش: بی زحمت اگه مطلبی از نوشته های حقیر رو میخونید "کامل و دقیق" بخونید چون در به کارگیری الفاظ دقت شده هرچند شاید ایراداتی (لفظی و محتوایی) داشته باشد که ان شاالله تذکر خواهید داد.

نکات:
- اگه چیزی این جا هست چون "لازم دیدم باشه" و نه صرفا برای تیمم و تبرک و بیکاری و...!
- سعی بر اینه که محتوا "تولیدی و کاربردی" باشه هرچند دسته ای هم واسه غیر تولیدی ها گذاشتم.
- نبین چه کسی میگوید ببین "چه" میگوید (ولی نه همیشه!)

- "داشتنی" های آدم ها با "بودن" های آن ها تفاوت دارند لذا شاید مطلب خوبی داشته باشم ولی خوب نباشم و شاید هم برعکس و شاید هم حتی آن دو حالت دیگر! پس قضاوت ممنوع چه خوب چه بد! چیز به درد بخوری دیدی بردار و دعام کن... حالا اگه نظرم بدی که چه بهتر... همین.

طبقه بندی موضوعی

طلبگی - بعد از پایه 6 چه کنم؟! + ضمائم

دوشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ب.ظ

در ادامه مطلب خواهید دید:

  • دور نمایی از تحصیل بعد از سطح یک
  • توضیحاتی در رابطه با مسیرهای پیش رو به صورت عینی و کاربردی و میدانی و نه صرفا کلی گویی
  • به ضمیمه:
  • معرفی آزمون های ورودی مؤسسات قم در حال حاضر
  • کلیت روند طلبگی
  • چگونگی انتخاب مسیر و راهکاری عالی برای شناخت علایق
  • و...

بسم الله الرحمن الرحیم

 سلام و ادب خدمت طلاب محترم و ارادت ویژه خدمت رفقا...

 واسه خیلی از طلاب سؤاله که طلبه بعد از اتمام سطح یک یا به عبارتی دیگه اتمام پایه ششم چه کنه؟!

راستی صرفا تجربیات و بررسی های خودمو مینویسم و به قول طلبه ها استقرایی کار میکنم که اون هم استقرای ناقصه و نه حصر عقلی و ممکنه غیر از اینها بشه کارهایی کرد هرچند بسیار بسیار نادر!

  •  نکته: این توضیحات واسه قمی ها یا طلاب شهرستانی که میخوان به قم مشرف بشن و طلاب شهرستان ها یا باید در قالب مدرسه شهرشون ادامه تحصیل بدن یا در قالب مدرسه به علاوه یک موسسه ای که در شهر خودش هست که معمولا یکی دوتایی در هر شهر هست.  (کسایی میتونن در این مقطع انتقالی به قم بگیرن که متأهل باشن یا واقعا واقعا طالب و پیگیر...)

گزینه های پیش رو به طور اجمالی:

 1- تحصیل حوزوی رو رها کنه کلا با مدرکی معادل کاردانی یا همان فوق دیپلم! که میتونه بره سراغ تدریس یا تبلیغ البته با محدودیت های زیاد و طبیعتا با کیفیت پایین تر و یا ادامه تحصیلشو توی دانشگاه ها بخونه...

  • معمولا کسی این کارو نمیکنه چون با ادبیات عرب و شرح لمعه و اصول فقه کسی نمیتونه خودشو کارشناس دین بخونه و صرفا با مسائلی آشنا شده البته شاید توی بحث تبلیغ بعضیا بتونن کارهای خوبی بکنن که اون هم خیلی بسته به مطالعات جنبی در طول این شش پایست...

 2- خواندن دروس فقه و اصول متداول به صورت آزاد (ِیعنی صبح تا ظهر کلاس های دروس آزاد رسائل و مکاسب رو شرکت کنه)

  • شاید دو گروه این شیوه رو بپسندن: یک گروه کسایی که حال درس خوندنو ندارن و میخوان از آزاد بودنش به معنای واقعی بهره ببرن و از حضور زدن در کلاس هایی که حتی تشکیل هم نمیشه نهایت لذب کاذب رو ببرن که خود اینها غالبا خودشون رو از دسته ی دوم معرفی میکنن! دسته دوم: اون هایی که واقعا دنبال کسب معرفت و علم میرن و نمیتون با محدودیت ها و قوانین دست و پاگیر ریز و درشت مؤسسات کنار بیان و بعضا از ظرفیت های جلسات آزاد قم بهره ببرن که طبیعتا اینجور آدمای خودساخته خیلی کم هستند والله اعلم و ان شاالله که سریع در رابطه با کسی قضاوت نکنیم...

 3- رفتن به مؤسسات رشته های تخصصی غیر از فقه و اصول: مثل فلسفه و کلام و تفسیر و حدیث و تبلیغ و... که در اونجاها علاوه بر صبح تا ظهر که به صورت آزاد دروسو میخونه میتونه بعد از ظهرها به صورت تخصصی دروس یک رشته ی خاص را باحجم نسبتا کم دنبال کنه که این دروس خیلیهاشون اصلا توی روند عادی خونده نمیشن.

  • سطح و کیفیت این مؤسسات متفاوته و خیلی بالا و پایین دارن و متأسفانه چون طلاب استقبال زیادی از این مؤسسات نمیکنن هم پذیرفته شدن در اونها خیلی سخت نیست و کیفیت هاشون میشه گفت با هر سال تغییر ورودی ها و تغییر در اساتید و مدیریت های چندسال یکبار بالا و پایین میشه.
  • بروبچ مؤسسات فقهی این نقد رو معمولا دارن که وقت طلبه زیاد نیست و باید برای فقه و اصول این وقت کم رو اختصاص بده و بعدش اگه خواست از اول بره یه تخصصی یاد بگیره!

 4- رفتن به مؤسسات فقهی: که در اون ها همان دروس فقه و اصولی که به صورت آزاد میخونن رو خیلی کامل تر با حواشی و بحث های متعددی دنبال میکنن برای تقویت بنیه اجتهاد و آشنا شدن با نظرات سایر اصولیین و فقهایی که به قول خودشون حلقه ی مفقوده ی بین آخوند (صاحب کفایه الاصول پایه ده) تا الآن دروس خارج است.

  • به دلیل استقبال نسبتا خوب طلاب که شاید به دلیل تعدد بسیار زیاد این مؤسسات و فضای حاکم فقه و اصولی در کلیت حوزه میباشد؛ غالبا کیفیت اساتید این مؤسسات بالاس و فضای علمی خوبی هم حاکمه و پذیرفته شدن در برخی از اونها یه افتخار حساب میشه!
  • این مؤسسات خودشون دو گروه هستند که یک گروه خودشونو قوی تر میدونن و خیلی سعی میکنن طلاب سطح بالاتری رو پذیرش کنن و آزمون جدایی دارن و یک گروه هم به سطح پایین تری معروف هستند هرچند خیلی ها این را قبول ندارن (به صورت خیلی مفصل و بیشتر نقد محتوایی و در برخی از اون مؤسسات سیاسی!)
  • بعضی از سال ها برخی از این مؤسسات فقهی کلا بدون آزمون کتبی و فقط با مصاحبه و برخی با آزمون اختصاصی پذیرش دارن...
  • راستی یه نکته: طلاب شهرستان هایی که توی سامانه ی نجاح قم نیستن نمیتونن توی آزمون دسته ی دوم به این راحتی ها شرکت کنن و ان شاالله که این ایراد به زودی و با مطالبه طلاب برطرف بشه.

 5- رفتن به مؤسسه امام خمینی (ره): این رو به این خاطر جدا آوردم و در دسته ی سوم نیاوردم که چون هم آزمون ورودیش متفاوته و هم دروسش کمی خاص تر از سایر مؤسسات تخصصیه و یه جورایی معروف ترین و شلوغ ترین مؤسسه ی تخصصیه که تا ظهر فقه و اصول میخونن و بعداز ظهرها رشته ی تخصصیشو مثل: روان شناسی و جامعه شناسی و فلسفه و تفسیر و... البته با برنامه ای کمی سنگین تر نسبت به سایر مؤسسات تخصصی و البته چندسالی طولانی تر.

  • دو سال اول دروس عمومی میخونن (که به قول خودشون از باب شوخی مصباح شناسیه بیشتر) که بیشترش کتب علامه مصباح (حفظه الله) هستن و در کنارش زبان و ریاضی و حتی آناتومی و... و بعدش دوسال دروس تخصصی رشته ی خودشون و بعدش سه سال ارشد و سه سال هم دکترا جمعا ده سال حدودا.

 6- تحصیل به صورت غیر حضوری به واسطه طرح هجرت یا اشتغال در ارگان های دولتی و... که در چهارچوب قوانین مرکز مدیریته  و صرفا حضور برای امتحان دادنه...


  • و اما ورودی و آزمون ها:

سر جمع 4 تا آزمون داریم برای کسی که بخواد به مؤسسات توی قم بره:

  1. آزمون جامع مؤسسات تخصصی (این مؤسسات زیادن و متغیر!)
  2. آزمون جامع مؤسسات فقهی گروه اول (حدودا شش تا)
  3. آزمون جامع مؤسسات فقهی گروه دوم (حدودا شانزده ها)
  4. آزمون مؤسسه امام

دقت بشه که خیلی مواقع خیلی از مؤسسات از طریق آزمون جامع ورودی نمیگیرن و خودشون اختصصاصی پذیرش میکنن.

  همشون یه مصاحبه شفاهی علمی و تربیتی به صورت خاص همون مؤسسه نیز دارن...


  • کلیت روند طلبگی: (مهم)

خود حقیر با مشورتهایی که از اساتید کردم و بررسی نسبتا مفصل در بیانات حضرت آقا به این نتیجه رسیدم:

طلبه باید یک نصاب علمی برای خودش رقم بزند و بعد در عرصه ی تولید علم و یا تربیت نیرو یکی را انتخاب کند.

فقط دقت بشه که در حین تحصیل و کسب نصاب علمی: با انتخاب مسیر و روش و جهت گیری تحصیل مشخص میشود که در آینده به کدام سمت کشیده خواهد شد.

مثلا کسی که مؤسسات فقهی میرود معمولا به سمت اجتهاد در فقه و اصول و طبیعتا بعد هم تولید محتوای فقه و اصولی کشیده میشود و کسی که مثلا به موسسه تبلیغ میرود آینده اش روشن است.

البته غالب رشته ها این وسط ظرفیت هر دو را دارند مثل تفسیر و کلام و... و ظاهرا خیلی خوبه کسی با یک تخصصی به تولید علم و یا تربیت نیرو در حیطه ی کاری خودش پا بذاره.

مدل های نهایی هم پس از کسب نصاب غالبا یکی از اینهاست:

  • تولید علم: مجتهد - محقق - مؤلف - مدرس (تدریس با رویکرد تولید علم)
  • تربیت نیرو: مبلغ (به معنای رایج وگرنه همه ی قبلی ها تبلیغ اند) -  مدرس (تدریس با رویکرد تربیت نیرو)
  • یا تلفیقی از چند مورد!

 توی این روند تحصیل جزئیات و لحاظ های خیلی خیلی زیادی هست که حقیر در مقام بیان آن ها در این مطلب نیستم.


  • حالا من کدومو برم؟

در نهایت هم اگه کسی به حقیر بگه که در آخرش کدوم راهو برم: فقط میتونم بگم بعد از کسب نصاب علمی (علوم نقلی و عقلی) که برو دنبال این که علاقت کدومه و همونو سفت پیگیر باش. چون غالبا نیاز جدی به همه هست و بین دعوای استعداد و علاقع قطعا علاقه مؤفقه مگر برای خواص در تقوا شاید و بازهم البته به قول بعضی ها استعداد دنبال علاقه میدود! (همه میدونن: اون شاه کلید مؤفقیت و مقبولیت تلاشه.)

و اما کسب نصاب علمی فراموش نشه...

  • یه راهکار عالی برای شناخت علاقه:

شناخت علاقه با دیدن بررسی گرایش ها و یا برای دقیق تر شدن، سرفصل های دروس تحصیلات عالی اون رشته معمولا مشخص میشه: مثلا کسی میخواد ببینه بره کلام یا فلسفه؟ وقتی گرایش های مربوط به کلام را میبینه که وهابیت و کلام مقارن و پاسخ به شبهات روز و.. هست و وقتی گرایش های مربوط به فلسفه رو میبینه که حکمت متعالیه و حکمت اشراق و عرفان نظری و... هست خب بهتر میتونه علاقه شو بشناسه...

شرایط هم با به صورت واقع بینانه لحاظ بشه که نیاز به توضیح نداره و هرکسی خوب باید شرایط شخصیشو لحاظ کنه البته لنگ امکانات زیاد نباشه!


ولی! ان شاالله در مطلبی مستقل اگه توفیق بود خواهم نوشت که چرا یکی دوتا از رشته ها خیلی خیلی مهم تر هستن...

راستش بعد از این حرفا که زیرنا بودن یه نکته میمونه اینکه من که فقه رو مثلا انتخاب کردم برم توی کدوم مؤسسه فقهی یا فلسفه را کجا بخونم مثلا مؤسسه امام یا چند مؤسسه تخصصی فلسفه ی دیگه؟! که شاید فرصتی بود مثل حالا و نوشتم، هرچند به همه طبیعتا واقف نیستم... توی نظرات و راه های ارتباطی هم میتونم به سؤالاتی احیانا در حد تحقیقات میدانی خودم پاسخ بدم.


سعی کردم مفید بنویسم، چه مفید بود واستون چه نبود حلال کنید و التماس دعا.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی