یک حجره

یک طلبه در یک حجره

یک حجره

یک طلبه در یک حجره

یک حجره

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و ادب...
یه خواهش چندتا نکته:

خواهش: بی زحمت اگه مطلبی از نوشته های حقیر رو میخونید "کامل و دقیق" بخونید چون در به کارگیری الفاظ دقت شده هرچند شاید ایراداتی (لفظی و محتوایی) داشته باشد که ان شاالله تذکر خواهید داد.

نکات:
- اگه چیزی این جا هست چون "لازم دیدم باشه" و نه صرفا برای تیمم و تبرک و بیکاری و...!
- سعی بر اینه که محتوا "تولیدی و کاربردی" باشه هرچند دسته ای هم واسه غیر تولیدی ها گذاشتم.
- نبین چه کسی میگوید ببین "چه" میگوید (ولی نه همیشه!)

- "داشتنی" های آدم ها با "بودن" های آن ها تفاوت دارند لذا شاید مطلب خوبی داشته باشم ولی خوب نباشم و شاید هم برعکس و شاید هم حتی آن دو حالت دیگر! پس قضاوت ممنوع چه خوب چه بد! چیز به درد بخوری دیدی بردار و دعام کن... حالا اگه نظرم بدی که چه بهتر... همین.

طبقه بندی موضوعی

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا که میخواستم به حوزه بیام واسم سؤال بود که قم یا اصفهان؟! (ویا حتی مشهد یا تهران یا به توصیه برخی حتی بناب و...؟)

در این تاریخی که مینویسم بنده پنج سال توی حوزه ی اصفهان درس خوندم و دو سالی هم میشه حدودا که توی قم درحال تحصیل هستم و بنابر درخواست چندتایی از طلاب بجای پاسخ شفاهی و تکرار کردن به نظرم اومد بنویسم که چه تفاوتاتی هست که ان شاالله  بخونین و درهرصورت دعام کنید! راستی رویکردم بیشتر در خصوص معرفیه قمه نه اصفهان...

دو نکته مهم: اولا یک بایدها و نبایدهایی در خصوص این که باید به کدام حوزه رفت داریم و یک هست و نیست هایی که بنده ی حقیر مشاهده کردم؛ مثلا مشاهده ی بنده شاید این باشد که حوزه ی ایکس خوبه ولی باید برای مسائل اهمی به حوزه ی دیگر رفت! ثانیا بنابر شرایط و علائق و... هر شخص خوب بودن تحصیل در یک مکان متفاوته؛ فتأمل.

آن چه در اصفهان دیدم:

  • شور و نشاط و صفا (البته با آفاتش که شاید نباید ذاتش را فدای آفاتش کرد وشاید هم نه!)
  • تحصیلی بی دردسر با برنامه ریزی نسبتا با ثبات و مشخص
  • اساتید غالبا در یک سطح قابل قبول برای تدریس
  • جوّی انقلابی و غالبا منتظر اتمام حوزه برای شروع ثمر دهی برای زیست اجتماعی
  • یه دلی این طرفی ها(انقلابی ها) و اون طرفی ها (ضد انقلاب ها) و روشن بودن تکلیف حداقل در عمل نه علم!
  • امتحاناتی دشوار!
  • فضای علمی نسبتا بد! بیشتر درس خواندن برای نمره یا نهایتا برای فهم همان کتاب. 
  • طلابی غالبا اجتماعی
  • دسترسی ساده به وزنه های علمی و اخلاقی شهر
  • اجاره خانه هایی به نسبت دیگرش شهرها مناسب! (و الا باز هم برای یک طلبه زیاده)
  • فضای آموزشی منعطف برای درس خوان ها و کمی سخت گیر برای درس گریزها
  • مبلغینی با اخلاص
  • فضای اخلاقی مناسب رشد خیلی معمولی و البته بسیار کم خطر و عمومی (یعنی کف و سقف دار)

آنچه در قم میبینم: ( گذشته از حرم مقدس و نورانی حضرت معصومه (سلام الله علیها) و صدالبته محور این شهر)

  • فضای علمی قوی (هرچند قلیل من عبادی الشکور) - و البته استاد نماهایی فراوان با به اصطلاح یه بلوک خیلی زیبا و تر و تمیز علمی ولی تو خالی!
  • اساتید غالبا سطح بالایی دارند و بعضا علمیت بسیار عمیقی دارند.
  • بسترهای علمی متنوع: مؤسسات و نشست ها و کارگاه ها و دوره ها و...
  • دغدغه هایی غالبا از جنس علمی و متأسفانه بعضا فقط علمی به هر قیمتی حتی با بی اخلاقی (باب توجیه هم که بازه...)
  • خداروشکر فضای غالب و قالب ولایی البته از هر نوعی چه خوب و چه بد چه تند و چه ملایم چه سطحی و چه عمیق و... هرچند در لایه های سنتی (اونهایی که میگن امام زمانم باید امتحان فقه و اصول بده!) کسی کسی رو قبول نداره و فقط احساس خویشتن گنده پنداری! (هرچند نهایتا سنتیون در روش همو قبول کنن ولی در مناط علمی خیر)
  • طلابی بعضا گم شده! نه همه ولی زیادن! یعنی نه ولایی و نه ضد انقلاب (بعد از خدای هرچه پرستی هیچ نیست / بی دولت آن که بر همه هیچ اختیار کرد) / احساس میکنم از باب: تخلف تعرف باشه!
  • فضای اخلاقی نسبتا عمیق و البته بسیار خطرناک تر و بدون حد و مرز (دره هایی عمیق و قله هایی رفیع) هرچند کسی میتونه روی همون سطح هموار راه بره.
  • فضایی متأسفانه پولکی! نه همه قطعا ولی خیلی خیلی اسم پول و پاکت و بودجه و... میشنوم به ادنی نکته ای پای پول میاد وسط!! چه مسئولین و چه محصلین و چه مدرسین و چه مبلغین. کاری ندارم که منشأش چیه و یا کاری به درست و غلطیش ندارم ولی هست.
  • طلابی غالبا درون گرا و بعضا غیر اجتماعی.
  •  تظاهر و مفاخره علمی! (که بیداد میکند... / ظاهرا ناشی از ترس از دیده نشدن در آینده در این دریای علمی است) و به تبع این آفت اخلاص کم کم میره...
  • آدم هایی میبینم که فکر میکردم فقط توی داستانها هستند که طلاب رو به جمود و خشکی و صرف تیمم و تبرک حرکت نکنند...!! دیدنی اند نه توصیف کردنی...!
  • پردازنده هایی جدی به دغدغه های علمی تمدنی و اجتماعی امام و حضرت آقا که خداروشکر کم هم نیستند هرچند ثمردهی علمی زمانبر است. (مثلا در ابعاد تمدی و امتداد علوم به عرصه زندگی و حتی مبادی و مبانی و تحولی و...)
  • سابقه علمی و عناوین میزان ارزش گذاری شده تقریبا!! یعنی نه صرف علمیت بلکه سابقه مثلا "تعداد" سال تدریس و تأییدیه از کسی که معروفه و... بله انسان با عناوین تا حدی شناخته میشود ولی نه اینقدر...!! (خصوصا به صورت پسینی نه پیشینی یعنی قبل از عناوین هم این همان است...)
  • شهرسازی نا مناسب و اجاره بهاهایی به نسبت بالا به علاوه جوی مذهبی هرچند برخی روحانی نماها آبروهایی پیش مردمش بردن (رسانه هایی هستند که میخوان زیر پوست شهر رو خیلی خیلی فاسد معرفی کنن که به نظرم اینطور نیست...)

همونقدری که میتونه پر بار علمی و اخلاقی و... باشه قم همون اندازه هم میتونه خطرناک باشه... همه فکر میکنیم ما دیگه یه آدم عاقل و به اصطلاح شکل گرفته ای هستیم و این آسیب ها دیگه متوجه ما نیست ولی کور خونده اونی که اینطور فکر میکنه... آسیب برای هرکسی به یک نحو هست و باید جدا مراقب بود.

راستی اگه چیزی جا انداختم میتونی بپرسی یا توضیح بیشتری بخوای یا موردی را قبول نداری یا میخوای تکمیلش کنی و... توی قسمت نظرات در خدمتم...

یاعلی.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی